1. موسوی با اشاره به نزدیکی ایام رحلت امام خمینی تشییع جنازه بی نظیر و تاریخی ایشان که میلیون ها نفر در آن حضور داشتند را نشانی از پشتیبانی یک ملت از انقلاب و آنچه که در ۱۰ سال اول انقلاب افتاد دانست و گفت: بدون اینکه بخواهیم برخی اشکالات را نادیده بگیریم اما این موضوع نشانی از تحقق بسیاری از ارزش ها بود.
آقای موسوی شما در سخنان خود حضور میلیونی مردم در تشییع پیکر مطهر امام(ره) را نشانه پشتیبانی ملت از انقلاب دانسته اید؛ آیا حضور میلیونی مردم در 9 دی و 22 بهمن را ندیده اید و آن را نشانه پشتیبانی ملت از انقلاب نمی دانید؟
2. ابتدای جنگ خیل عظیم انسان های نورانی و ایثارگر که انقلاب برای ما به ارمغان آورده بود شاخص و نشانه ای بر حقانیت نظام ما بود. جبهه ها را همیشه نشان حقانیت راه خود می دانستیم و نیز علامتی از اینکه نظام در راستای آرمان هایش موفق بوده است. اما متاسفانه کم کم انحراف پیدا شد و در این سال های اخیر نیز مشکلات بسیاراساسی پیدا کرده ایم.
تا آن زمان که شما در انقلاب مسئولیتی داشتید، جبهه مبارزه با بیگانگان در 8 سال دفاع مقدس، شاخص و نشانه حقانیت نظام بود ولی زمانی که شما موفق به تصدی سمت ریاست جمهوری نشدید، اعتقاد پیدا کرده اید که نظام به بیراهه رفته است؟! چطور شد که جبهه هشت ماه مبارزه با بیگانگان و دشمنان کمربسته انقلاب را ندیدید و از آنها اعلام برائت نکردید؟
3. نظام در حال حرکت به سمت تک صدایی است به طوری که هیچ اندیشه دیگری را تحمل نمی کند. تک صدایی خود منجر به استبداد و دیکتاتوری می شود و هیچ کس نیست که نداند اضافه بر استبداد و دیکتاتوری تک صدایی مهم ترین عامل بازدارنده توسعه است.
آقای موسوی! استبداد، دیکتاتوری و خودرایی، عمل نکردن به همان قانون اساسی ای است که در اوایل انقلاب تصویب شد و در زمان نخست وزیری شما و سال های بعد همواره به آن عمل گردیده است. هرچند که در همان روزها، همسر شما مجلس خبرگان قانون اساسی را مجلسی متشکل از روحانیون سنتی و فاقد صلاحیت های لازم برای تدوین قانون دانسته و اعلام کرده که در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی تقلب شده است!
4. مهندس موسوی در بخش دیگری از سخنان خود به بیان نسبت جنبش سبز و آرمانهای انقلاب پرداخت و گفت: جنبش سبز برای آزادی و عدالت است. عدالت برای مردمی که انقلاب کردند و کشور با همه تنوع قومیت ها، فرهنگ هاو زبان های مختلف مال آنهاست و عدالت در وجوه اجتماعی،سیاسی و اقتصادی جزئی از حقوق آنهاست.
آقای موسوی! مردمی که از آنها سخن گفته اید، عقاید و دیدگاه های شان را در روزهای 9 دی و 22 بهمن اعلام کرده اند. لطفا مردم را به نفع خود مصادره نکنید. مردم چیز دیگری می گویند، لطفا بین مردم بیایید و گوش های تان را باز کنید. به اخبار و اطلاعاتی که از طریق سایت های دروغ پرداز به شما ارائه می شود اکتفا نکنید. عده زیادی از طرفداران شما که دیگران را به حضور در خیابان ها و اعتراض و تجمع فرا می خوانند، کیلومتر ها آنطرف آب زیر کولرگازی و پشت لپ تاپ نشسته اند و در حال خوردن آب پرتقال شان به نظریه پردازی برای جنبش سبز و تحریک مردم به مبارزه می پردازند و در آخر ماه حقوق شان به حساب بانکی ریخته می شود. به میان مردم بیایید تا صدای شعارها و میزان نفرت و کینه شان را از نزدیک حس کنید، نه از پشت لنز دوربین بی بی سی و نه از زبان خبرنگار شبکه های بیگانه معلوم الحال.
5. زمانی آرزوی ما بود که زندانها خالی باشد و جشن بستن زندان اوین را بگیریم.
آقای موسوی! تا افرادی همچون شما و طرفداران تان وجود دارند که به قانون رسمی کشور هیچ پایبندی ای ندارند، برای رسیدن به قدرت حاضر به هر کاری هستند و برای اعلام موجودیت خود به پایگاه های نظامی حمله می کنند، شهر را به آشوب می کشانند، آتش سوزی ایجاد می کنند، امکانات عمومی را از بین می برند، به عزاداران و هیئات حسینی حمله می کنند و در نهایت فردی همچون شما آنها را افرادی خداجو می نامد، هیچگاه نمی توان درب زندان ها را بست و کشور را به آشوبگران سپرد. تا زمانی که شما این افراد را خداجو می دانید، دستگیری آنها نیز برخلاف آزادی و عدالت است؛ چرا که زندان جای افراد خداجو نیست!
6. موسوی شعار ها و اهداف جنبش سبز را ساده و روشن دانست و گفت: زمانی که می گوییم قانون اساسی مسئله روشن است…به طور قطع گسترش آگاهی بزرگترین ابزار جنبش است. ما با کسی نمی خواهیم دعوا کنیم. تنها از حقوق خود دفاع می کنیم و ابزارمان همان آگاهی رسانی به مردم است.
آیا شما در حوادث پس از انتخابات به قانون اساسی پایبند بوده اید که امروز حرف از قانون اساسی می زنید؟ آیا قانون اساسی تا زمانی قابل احترام و اجرا می باشد که مطابق با منافع و مصالح شما باشد؟
ما هم با شما موافق هستیم: آگاهی رسانی به مردم مشکلات را حل می کند. چرا که مردم بیشتر با چهره واقعی نفاق آشنا می شوند.
7. آنها طاقت ندارند یک وبلاگ معمولی را آزاد ببینند و امروز هیچ رسانه ای حتی در سطح مجازی نیست که در اختیار ما باشد و از فیلترینگ در امان مانده باشد.
آقای موسوی! فراموش کرده اید که در زمان نخست وزیری تان چگونه مطبوعات را تحت فشار قرار می دادید و شخص شما تحمل مطرح شدن کوچک ترین انتقادی را نداشت و انتقادات را با برخوردهای تند پاسخ می دادید؟ چه شده است که امروز -با وجود رسانه های رسمی و غیر رسمی طرفدار جنبش سبز که از جوسازی و بیان هر مطلبی که صحت و سقم آن مشخص نیست ابایی ندارند- همچنان ناراحت هستید؟ اخبار شما را که شبکه های معروف همچون بی بی سی فارسی به طور رایگان پوشش می دهند، پس نگران چه هستید؟ آیا به جز این است که این موضوعات را حربه هایی برای تحریک احساسات مردم، مظلوم نمایی و عوض کردن جایگاه متهم وشاکی یافته اید؟
8. مردم مبارزه کرده اند .خون دل خورده اند تا به عدالت و آزادی برسند تا استبداد و خودرایی نباشد.
آقای موسوی! چگونه از مبارزه و خون دل خوردن در راه انقلاب سخن می گویید درحالیکه خانواده های شهدا و افرادی که برای این انقلاب خون داده اند بارها حمایت خود از نظام و رهبری و بیزاری شان از بیگانگان و آشوبگران را فریاد زده اند. شمایی که در کوران مشکلات، مبارزات و جنگ تحمیلی در سال های اول انقلاب با بهانه های واهی بارها استعفا داده اید تا جایی که حضرت امام خمینی(ره) شما را مورد سرزنش قرار دادند که «در این شرایط کشور چه زمان استعفا دادن است؟» و پس از آن به مدت 20 سال از صحنه خدمت به انقلاب دور بوده اید، چگونه این مسائل را مطرح می کنید؟
9. این بگیر و ببند ها مسئله را حل نمی کند مگر با به زندان انداختن شما رژیم سقوط نکرد؟ رژیم سقوط کرد و من اثرات این دستگیری ها را به خاطر دارم ولی پرسش این است که آیا این دستگیری ها توانست رژیم شاهنشاهی را حفظ کند؟
آقای موسوی! چیزی که باعث سقوط نظام شاهنشاهی شد، ظلم بود. چه ظلمی بزرگ تر از دیکتاتوری عده ای معدود و صاحبان قدرت، ثروت و تریبون در نپذیرفتن رای مردم و به آشوب کشیدن کشور؟ عدالت نظام اسلامی، برخورد کردن با این ظلم و بدعت بزرگ است. مگر نه این است که عمده افرادی که به شما رای داده بودند پس از آرام و شفاف شدن فضا، حقیقت را دریافتند و از شما و طرفداران تان جدا شدند. آیا برخورد نکردن با عده ای که رای ملت را نادیده می گیرند و بوسیله قدرت، ثروت و رسانه نظام را تحت فشار قرار می دهند، ظلم به میلیون ها نفر نیست؟ و آیا آن روستایی که تریبونی برای بیان اعتراض خود ندارد باید از حق مسلم خود بگذرد؟
آتش شهوتِ مقام، جاه طلبی و لجبازی انسان را به منجلاب فساد و تباهی می کشاند و دست و پا زدن در این باتلاق، باعث بیشتر فرو رفتن می گردد. نیاز امروز شما مطرح شدن است. آیا این مطرح شدن ارزش آن را دارد تا از اعدام عوامل کشتار هموطنان تان حمایت کنید؟
آقای موسوی! تنها بیگانگان، ضد انقلاب های فراری آن طرف آب و گروهک های منافقین تا آخر خط با شما می مانند و پس از آنکه بیشترین استفاده را از این جریان بردند، شما را مثل یک دستمال کثیف دور می اندازند. پس، از تاریخ عبرت بگیرید، هرچند که به آن امیدی نداریم.
